داستان عاشقانه کیارش با ساناز
-
تاریخ: 1391/11/9 ساعت: 2:38
داستان عاشـــــقــانه ی کیارش با ساناز!! این دو فرد عاشق یه چند سالی بود که با هم دوست بودنند و خیلی هم دیگرو دوست داشتند اینا خیلی کم همدیگرو می دیدند چون مادر پدر دختره خیلی بهش گیر می دادند و خیلی بهش حساس بودند و نمیذاشتند زیاد بره بیرون . یک روز پدر دختره می فهمه که دخترش (ساناز) دوست پسر دار...
داستان عاشقانه غمگین و بسیار زیبا
-
تاریخ: 1391/11/9 ساعت: 2:30
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکد...
غمگین ...
-
تاریخ: 1391/11/9 ساعت: 2:15
غمگین.... سلام دوستان این داستان که گذاشام کاملا واقییه و واسه یکی از دوستام اتفاق افتاده.قبلا واسه چند تا وبلاگ فرستادم حالا هم تو وبلاگ خودم گذاشتم.البته با رضایت خودش. فقط نظر یادتون نره بادها رفتندو ما هم میرویم از یادها.......